♥در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم♥
با خجالت از چشم تو گلایه کردم
♥از خود چه بیخود میکند♥
نگاه تو هی میبرد صبر مرا
♥مجنونتم ای همنشین♥
لیلی من یک دم ببین حال مرا
♥از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم♥
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هی
♥مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست♥
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
♥دیوانه مرا به دست کی سپردی♥
دیوانه رفتی مرا با خود نبردی
♥دیوانه مرا به دست کی سپردی♥
دیوانه رفتی مرا با خود نبردی
♥این عشق شد زندان من♥
این درد شد درمان من رویای تو پایان ندارد
♥قلبم بلند پرواز شد♥
از چشم تو آغاز شد ترسی از این طوفان ندارد
♥از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم♥
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هی
♥مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست♥
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
♥دیوانه مرا به دست کی سپردی♥
دیوانه رفتی مرا با خود نبردی
♥دیوانه مرا به دست کی سپردی♥
دیوانه رفتی مرا با خود نبردی