♥امشب به بر من است آن مایه ناز♥
یا رب تو کلید صبح در چاه انداز
♥ای روشنی صبح به مشرق برگرد♥
ای ظلمت شب، با من بیچاره بساز
♥امشب شب مهتابه حبیبم را می خوام♥
حبیبم اگر خوابه طبیبم را می خوام
♥گویید فلانی آمده♥
آن یار جانی آمده
♥مست است و هشیارش کنید♥
خواب است و بیدارش کنید
♥آمده حال تو، احوال تو♥
سیه خال تو، سفید روی تو
♥ببیند برود♥
امشب شبه مهتابه
♥حبیبم رو می خوام♥
حبیبم اگر خوابه
♥طبیبم رو می خوام♥
خواب است و بیدارش کنید
♥مست است و هوشیارش کنید♥
گویی فلونی اومده
♥اون یار جونی اومده♥
اومده حالتو احوالتو
♥سپید روی تو سیه موی تو♥
ببیند برود
♥امشب شبه مهتابه♥
حبیبم رو می خوام
♥حبیبم اگر خوابه♥
طبیبم رو می خوام