♥تو ناکجا آباد جغرافیا میون صافیا و نا صافیا♥
آدما به دو دسته تقسیم شدن یه عده شهروندو کمی مافیا
♥راست و دروغشون فقط بازیه به اتهام بستن و جو سازیه♥
یا هر کی پیدا میکنه یارشو یا کشته شب تو تیر اندازیه
♥اینجا همه میگن شهروندا هم پشت همن♥
غفلت کنی یارات هم دستت هم کشتن
♥همه قضاوتا اعلام شب میشه♥
که میدونه تا صبح کی جون به لب میشه
♥شهروندا همه خوابن تو انتظارا تو خوابن♥
میرن یا میمونن اونا اینو نمیدونن
♥دنیای این بازی رموز و بی رحمه♥
وضعیتی بین حقیقت و وهمه
♥شلیک شب مثل انداختن برگه♥
یه وقتا سرنوشت با قرعه مرگه
♥وقتی که یکی تنها تو شهر میمونه♥
هیچ کی حاضر نیست حرفاشو بدونه
♥تو بهت و ناباوری تسلیم میشه♥
این یه فروپاشی اصل از درونه
♥یکی به خاطر تیمش پست میشه♥
یه وقتا شهر اسیر بن بست میشه
♥گاهی یه شهروند نمیفهمه که♥
ناخواسته با مافیا هم دست میشه
♥دنیای این بازی رموز و بی رحمه♥
وضعیتی بین حقیقت و وهمه
♥شلیک شب مثل انداختن برگه♥
یه وقتا سرنوشت با قرعه مرگه