♥تنها نشستم با خودم بغضم گرفته♥
من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته
♥تو فکر حال من نباش و زندگی کن♥
گریه م نمیگیره یه کم بغضم گرفته
♥من دیگه زیر چتر تو بارون راه نمیرم♥
من تا سر این کوچه هم تنها نمیرم
♥دور و برم نقاشیِ زندون کشیدم♥
میخوام برعکس تو زندونی بمیرم
♥ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره♥
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
♥هی نامنظم میتپه قلب مریضم♥
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
♥پروانه میشم شمع روشن کن عزیزم♥
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
♥برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی♥
مثل همیشه م شمع روشن کن عزیزم
♥گم میشم از بس رد پای تو زیاده♥
هیشکی فراموش کردنُ یادم نداده
♥میخوام از عشق تو تب طاعون بگیرم♥
من باید از تو درد بی درمون بگیرم
♥تاریک تر از بخت من پیدا نمیشه♥
هیچی دلیل قهر ما دوتا نمیشه
♥باید باهات صحبت کنم مشکل همینه♥
شاید چشام دیگه تو رو هرگز نبینه
♥ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره♥
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
♥هی نامنظم میتپه قلب مریضم♥
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
♥پروانه میشم شمع روشن کن عزیزم♥
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
♥برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی♥
مثل همیشه م شمع روشن کن عزیزم