♥من چه میخواهم مگر؟ خاک سر کوی تو را♥
جز غمِ آن چشمهای ماجراجوی تو را
♥جز هوای ابریِ آن چشمهای مِه شده♥
بیتو یک بغضم که در آغوشِ سینه له شده
♥مجنون کن این قلبِ شکسته را♥
دیوانه کن این جان خسته را
♥تو دوری و من در هوای تو عاشقم، بیا♥
عشقِ تو میخواهد دلی که رفت
♥تو موجیو من ساحلی که رفت♥
بیتو فقط من با خودم رسیده ام به غم، بیا
♥در هوای گریه هایم بغض آرام تو بود♥
عشق اگر عشق است،تنها در سرانجام تو بود
♥از خیالت هر کجا آرامش جان خواستم♥
آه از من بازهم از درد، درمان خواستم
♥مجنون کن این قلبِ شکسته را♥
دیوانه کن این جان خسته را
♥تو دوری و من در هوای تو عاشقم، بیا♥
عشقِ تو میخواهد دلی که رفت
♥تو موجیو من ساحلی که رفت♥
بیتو فقط من با خودم رسیده ام به غم، بیا