♥دل من در پی دیدار تو بد در به در است♥
چشمت اندر قمر، اندر قمر، اندر قمر است
♥تو دلت بی خبر از اینکه نگاهم به در است♥
چه کنم عاشقم ای یار
♥دست تو برای این دل چون بال و پر است♥
تکیه بر بال و پرت میزنم اما خطر است
♥تو دلت بی خبر از اینکه نگاهم به در است♥
چه کنم عاشقم ای یار
♥آهای مردم این شهر چه دیوانه ام امشب♥
انگار که ماه آمده در خانه ام امشب
♥آنقدر خرابم که دگر تاب ندارم♥
تو با منی و تا به سحر خواب ندارم
♥تو آمدی هر چه خواهی بکنی که در دلم♥
پادشاهی بکنی ، قرار من ، بی تو آرام ندارم
♥بیا بیا ، ای همه هستی من، ستاره شو♥
در شب مستی من، قرار من، بی تو آرام ندارم
♥آهای مردم این شهر چه دیوانه ام امشب♥
انگار که ماه آمده در خانه ام امشب
♥آنقدر خرابم که دگر تاب ندارم♥
تو با منی و تا به سحر خواب ندارم