♥باز نسیمی ز خیالم گذشت♥
حرم عطش در همه ی خانه گشت
♥تشنه ترین لحظه ام آغاز شد♥
پنجره های دل من باز شد
♥مردمک چشم نفس می کشد♥
چنگ به دیوار قفس می کشد
♥میشنوم زمزمه ی مبهمی♥
طعم طلوع قدم شبنمی
♥آتش افتاده در این خانه چیست♥
شعله ی پژواک صدای تو نیست
♥پاک ترین زمزمه ی شامگاه♥
آیینه بندان تو خورشید و ماه
♥چشمه ی خورشید سرآغاز توست♥
بام زمان وسعت پرواز توست
♥دشت تماشاگر آوای تو♥
سبزه همان رد قدم های توست
♥سبزه همان رد قدم های توست♥
آتش افتاده در این خانه چیست
♥شعله ی پژواک صدای تو نیست♥
پاک ترین زمزمه ی شامگاه
♥آیینه بندان تو خورشید و ماه♥
هر که در این شهر پناهی نداشت
♥سر به سر شانه ی تو می گذاشت♥
پارچه ی سبز دخیلم ولی
♥دور قدم های صبور علی♥
دور قدم های صبور علی