♥عشق تو ریشه در اعماق وجودم دارد♥
ریشه در آخر و آغاز سجودم دارد
♥بوسه از باور تو تا کجا میخواهد♥
مست این عشق شدم جان کجا میخواهد
♥این چه حالیست که عشق تو برای من ساخت♥
این چه عشقیست که دنیای مرا گیر انداخت
♥نگذار عاشق تو این همه آشوب شود♥
سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود
♥زیر پاهای تو خاک تو شوم چیزی نیست♥
سالی یک بار هلاک تو شوم چیزی نیست
♥چشم های تو به اندوه من عادت دارد♥
شعر در قامت توصیف تو لکنت دارد
♥هرکسی غرق تو شد وارث تسکین شده است♥
حال مایی که دو پیمانه زدی این شده است
♥حال مایی که دو پیمانه زدی این شده است♥
این چه حالیست که عشق تو برای من ساخت
♥این چه عشقیست که دنیای مرا گیر انداخت♥
نگذار عاشق تو این همه آشوب شود
♥سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود♥
این چه حالیست که عشق تو برای من ساخت
♥این چه عشقیست که دنیای مرا گیر انداخت♥
نگذار عاشق تو این همه آشوب شود
♥سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود♥