♥دیگر این ابر بهاری جان باریدن ندارد♥
این گُل خشکیده دیگر ارزش چیدن ندارد
♥این همه دیوانگی را با که گویم با که گویم♥
آبروی رفته ام را در کجا باید بجویم
♥پیش چشمم چون به نرمی میخرانی میخرانی♥
در درونم مینشیند شوکران تلخ کامی
♥نام تو چون قصه هر شب مینشیند بر لب من♥
غصه ات پایان ندارد در هزارو یک شب من
♥روی بالینم به گریه نیمه شب سر میگذارم من♥
از تو این دیوانگی را هدیه دارم، هدیه دارم من
♥ای نهالِ سبز تازه♥
فصل بی بارم تو کردی تو
♥بی نصیب و بیقرارو♥
زارو بیمارم تو کردی تو
♥غم عشق تو مادر زاد دارم♥
نه از آموزشِ استاد دارم
♥بدان شادم که از یُمن غم تو♥
خراب آباد دل آباد دارم
♥خراب آباد دل آباد دارم♥
ای دریغا ای دریغا
♥از جوانی از جوانی♥
سوخت و دودِ هوا شد
♥پیش رویم زندگانی♥
با خودت این نیمه جان را
♥این دل بی آشیان را♥
تا کجاها تا کجاها
♥میکشانی میکشانی♥
ای نهال سبز تازه
♥فصل بی بارم تو کردی تو♥
بی نصیب و بیقرارو
♥زارو بیمارم تو کردی تو♥
طاقت ماندن ندارم
♥آه ای دنیا خداحافظ♥
میروم تنهای تنها
♥ای گُل زیبا خداحافظ♥