♥تب چشمات، یه بار دیگه شکستم داد♥
تو دلم زلزله راه افتاد، به خدا بد کاری دستم داد
♥یه بار دیگه شکستم داد♥
تب چشمات تب چشمات، منو سوزوند و زمینم زد
♥شایدم زندگی چشمم زد، چه بلایی سر من اومد♥
امان از چشمای خوشحالم
♥منو ول نکن تو این حالتم، آخه من فقط با تو راحتم♥
دیگه آب از سر من رد شده
♥تو که مهربون بودی، چرا اون چشما باهام بد شده♥
تو نفس نفس هوای منی
♥تو رو این زمین خدای منی♥
واسه من مهمه آرامشت
♥ولی تو دلت میخواد، دل بی قرارمو بشکنی♥
تب چشمات، مثل آفتاب تابستونه
♥داره چشمامو می سوزونه، یه چیزی توی نگاهاته♥
با همه فرق داره دیوونه
♥تب چشمات تب چشمات، یه جوری داغه که تب کردم♥
نمیتونم دیگه برگردم تو یه چیز دیگه ای واسم
♥با همه غیر خودت سردم♥
منو ول نکن تو این حالتم، آخه من فقط با تو راحتم
♥دیگه آب از سر من رد شده♥
تو که مهربون بودی، چرا اون چشما باهام بد شده
♥تو نفس نفس هوای منی♥
تو رو این زمین خدای منی
♥واسه من مهمه آرامشت♥
ولی تو دلت میخواد، دل بی قرارمو بشکنی