♥نشد بشم اون شازده اون مرد♥
که یه روز میاد با یه اسب قشنگ
♥میبرتت از این شهر سرد♥
نشد که ماه بتابه رو ما
♥بریم بیرون از این سایه ها♥
نشد بره از رو سرمون این ابر سیاه
♥تو اگه بی من بهتری ترجیح میدم بری♥
ولی قبل رفتنت بیا دستمو بگیر
♥من قول میدم بهت یه جا شاید بهشت ما بازم با همیم♥
نشد بدم دنیامو برای خنده هات نشد بیای فرش کنم برات
♥نشد زمین برقصه با سازمون نشد نری نبری قلبمو همرات♥
تو میری ولی شعر میشی توی کتابم یه رویای محال توی خوابم
♥منم لای ابرا دنبالت می گردم تا شاید یه روز یه جا با بارون بیای♥
تو اگه بی من بهتری ترجیح میدم بری
♥نشد بشم اون شازده اون مرد♥
که یه روز میاد با یه اسب قشنگ
♥میبرتت از این شهر سرد♥
نشد که ماه بتابه رو ما
♥بریم بیرون از این سایه ها♥
نشد بره از رو سرمون این ابر سیاه
♥تو اگه بی من بهتری ترجیح میدم بری♥
ولی قبل رفتنت بیا دستمو بگیر
♥من قول میدم بهت یه جا شاید بهشت ما بازم با همیم♥
نشد بدم دنیامو برای خنده هات نشد بیای فرش کنم برات
♥نشد زمین برقصه با سازمون نشد نری نبری قلبمو همرات♥
تو میری ولی شعر میشی توی کتابم یه رویای محال توی خوابم
♥منم لای ابرا دنبالت می گردم تا شاید یه روز یه جا با بارون بیای♥
تو اگه بی من بهتری ترجیح میدم بری