♥وسط مخمصه ی سقوط تو میون خاطره های له شده♥
واسه چی از غم و گریه بگم وقتی که حتی گلایه بیخوده
♥میون این آدمکها مگه هست یه نفر که مرهم زخمه منه♥
فقط انگار توی لحظه های من یکی بی حوصله پرسه می زنه
♥اون همه خاطره ی بد دارم واسه چی قصه رو تکرار کنم♥
واسه چی گذشته تاریکو بیخودی هی رو سرم آوار کنم
♥اون همه خاطره ی بد دارم واسه چی قصه رو تکرار کنم♥
واسه چی گذشته تاریکو بیخودی هی رو سرم آوار کنم
♥تو برام تداعی خاطره ای من می خوام گذشته مو پاک کنم♥
من می خوام تمام اون روزا رو بسوزونم بکشم خاک کنم
♥تو برام تداعی خاطره ای من می خوام گذشته مو پاک کنم♥
من می خوام تمام اون روزا رو بسوزونم بکشم خاک کنم
♥اون همه خاطره ی بد دارم واسه چی قصه رو تکرار کنم♥
واسه چی گذشته تاریکو بیخودی هی رو سرم آوار کنم
♥اون همه خاطره ی بد دارم واسه چی قصه رو تکرار کنم♥
واسه چی گذشته تاریکو بیخودی هی رو سرم آوار کنم