♥بعد از تو هیچ میماند از قلبم برای من♥
بغضم حریف گریه هایم نیست خدای من
♥این گریه ها یعنی شروع ماجرای من♥
چشم رقیبان خورده بر دار و ندار من
♥دوش شما تنها دلیل انتظار من♥
دیوانگی دیگر نمی آید به کار من
♥عاشق شدم عاشق چرا از دور میبینم تو را♥
وای از این درد دوری
♥ماندم در آغوش غمت در دل تو جا ماندی فقط♥
اما هنوز غرق غروری
♥شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی♥
تیر گذشته از کمان دردانه که هستی
♥شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی♥
تیر گذشته از کمان دردانه که هستی
♥ای عشق خرابم کرده ای آخر تو را تا کی کنم باور♥
نمیبینی مگر دلم گرفته
♥این شهر مرا دیوانه میخواند کجایی دل نمیداند♥
که دنیای مرا ماتم گرفته نمیبینی مگر دلم گرفته
♥شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی♥
تیر گذشته از کمان دردانه که هستی
♥شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی♥
تیر گذشته از کمان دردانه که هستی
♥شهزاده نامهربان قلب مرا شکستی♥
تیر گذشته از کمان دردانه که هستی