♥درد یعنی غم داری بخندی به روت نیاری♥
درد یعنی دورت شلوغه و کسی نداری
♥درد یعنی تو خاک خودت غریب دیاری♥
درد یعنی شرمنده ی سفره ی بچه هاتی
♥درد یعنی بدهکار عمر و لحظه هاتی♥
درد یعنی دلتنگ دلیل خنده هاتی
♥من درد مشترکم منو فریاد کن♥
همدرد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن
♥من از خودم بریدم و♥
به انتها رسیدم و
♥از هر غریب و آشنا پُرم♥
من درد مشترکم منو فریاد کن
♥همدرد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن♥
من از خودم بریدم و
♥به انتها رسیدم و♥
از هر غریب و آشنا پُرم
♥درد نون و درد بی یاری♥
دردی که از آشنا داری
♥درد بی خوابی و بیداری♥
واسه فردات
♥باور اینکه خیلی تنهایی♥
وصله ی ناجور دنیایی
♥عمریه بیخودی تو رویایی♥
خالیه دستات
♥وقتی که دستِ بسته نشستی و خسته ای♥
حتی به غصه هات وابسته ای
♥زندگی تو این شرایط یعنی درد♥
وقتی که دستِ بسته نشستی و خسته ای
♥حتی به غصه هات وابسته ای♥
زندگی تو این شرایط یعنی درد
♥من درد مشترکم منو فریاد کن♥
همدرد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن
♥من از خودم بریدم و♥
به انتها رسیدم و
♥از هر غریب و آشنا پُرم♥
من درد مشترکم منو فریاد کن
♥همدرد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن♥
من از خودم بریدم و
♥به انتها رسیدم و♥
از هر غریب و آشنا پُرم