♥چند وقتیه که حرف می زنم♥
با یه عالم بغض تو گلو
♥نگام می کنه بی صدا♥
قاب عکس روبروم
♥کارم واسه برگشتنش♥
پیش خدا اصرار شده
♥بی هدف از نبودنش♥
همه روزا تکرار شده
♥خبر نداره از دلم داغونم♥
هرجا میرم پا میزارم فکر اونم
♥اونقد که از رفتن اون شوکه شدم♥
شبا که خواب خوابم گریونم
♥خسته شدم نا ندارم بریدم♥
هرجا گشتم دنبال اون ندیدم
♥دلهره و ترس دارم از اینکه تو نیستی♥
داره می سوزه ذره ذره وجودم
♥تا چشم به هم زدم♥
دیدم تنها شدم
♥حرف می زنم♥
هی با خودم
♥تا از دلم پر زد♥
دلم به همه جا و همه کس سر زد
♥آخه اون بی خبر از قلب من پر زد♥
آواره ام
♥تا از دلم پر زد♥
دلم به همه جا و همه کس سر زد
♥آخه اون بی خبر از قلب من پر زد♥
آواره ام
♥خبر نداره از دلم داغونم♥
هرجا میرم پا میزارم فکر اونم
♥اونقد که از رفتن اون شوکه شدم♥
شبا که خواب خوابم گریونم
♥خسته شدم نا ندارم بریدم♥
هرجا گشتم دنبال اون ندیدم
♥دلهره و ترس دارم از اینکه تو نیستی♥
داره می سوزه ذره ذره وجودم