♥من میدونستم از اول♥
که داره این جدایی نزدیک میشه
♥من میدونستم از اول♥
که دلت یه روز یه جا تسلیم میشه
♥تو نرو خوب میدونم از زندگیم سیر میشی♥
تو نرو خوب میدونم با زندگی درگیر میشی
♥وقتی فریاد میزنی انگار صدات نمیرسه♥
از پشت میله های غربت دستام بهت نمیرسه
♥چی تو چشاته که منو اینجوری درگیر میکنه♥
این فاصله ما رو میبنده مثل یه زنجیر میمونه
♥لحظه ی رسیدن دلواپسی هام داره نزدیک میشه♥
دیگه طاقتی تو جون من نمونده
♥این روزا کی تموم میشه♥
تو نرو خوب میدونم از زندگیم سیر میشی
♥تـو نرو خوب میدونم با زندگی درگیر میشی♥
وقتی فریاد میزنی انگار صدات نمیرسه
♥از پشت میله های غربت دستام بهت نمیرسه♥
چی تو چشاته که منو اینجوری درگیر میکنه
♥این فاصله ما رو میبنده مثل یه زنجیر میمونه♥
وقتی فریاد میزنی انگار صدات نمیرسه
♥از پشت میله های غربت دستام بهت نمیرسه♥
چی تو چشاته که منو اینجوری درگیر میکنه
♥این فاصله ما رو میبنده مثل یه زنجیر میمونه♥