♥مهرورزی عادت بخشنده هاست♥
ظلم میبینم محبت میکنم
♥با زبان مادری میخوانم♥
و با زبان عشق صحبت میکنم
♥هرکجا راهم اگر بن بست شد♥
کوچه هایش را خیابان میکنم
♥از محبت خارها گل میشود♥
این بیابان را گلستان میکند
♥هرچه را باید در عالم دیده ام♥
شور و شادی غصه و غم دیده ام
♥هفت شهر عشق را هم دیده ام♥
آنچه انسان ساخت از ما عشق بود
♥جای جای این جهان را گشته ام♥
هم زمین هم آسمان را گشته ام
♥خالق دنیای زیبا عشق بود♥
انچه انسان ساخت از ما عشق بود
♥انچه باران با ترک ها میکند♥
تیشه ی فرهاد با دیوار کرد
♥بیستون هم مانع راهشنشد♥
عشق حتی کوه رو هموار کرد
♥هرچه را باید در عالم دیده ام♥
شور و شادی غصه و غم دیده ام
♥هفت شهر عشق را هم دیده ام♥
آنچه انسان ساخت از ما عشق بود
♥جای جای این جهان را گشته ام♥
هم زمین هم آسمان را گشته ام
♥خالق دنیای زیبا عشق بود♥
انچه انسان ساخت از ما عشق بود