♥چه عزم جزمی داری♥
هر شب یه بزمی داری
♥تلاش مذبوحانه♥
فرار از اشک و ناله
♥میگفتی هر گل یه بویی داره♥
هر دلبر جستجویی داره
♥هه، آقا چه رویی داره♥
دیگه بسه قصه های تازه
♥می پاشی از شیرازه♥
اصلا چیه تو فازت؟
♥باز، باز، توی دربدر♥
مجروح و خسته از سفر
♥ناچار که دل رو بسپری به دریا♥
باز، باز، توی دربدر
♥مجروح و خسته از سفر♥
ناچار که دل رو بسپری به دریا
♥بازم پی قصه های تازه♥
فقط فکرشه ارضا شه
♥یهو میاد بازم احساسه♥
که خر بشه و کاغذ امضا شه
♥ولی وقتی میخوره تنه به تنش♥
میگه خودشه میرم و همین تا تهش
♥ولی تهش یعنی تا ابد و یک روز♥
که دور میشیم از هم میشیم غریبه تهش
♥گفتی منو دوست داری خود منو♥
حالا خوب بلد بودی مدلمو
♥حالا میخوای ذره ذره عوضم کنی♥
اگه منو میخوای باید بخوای کل منو
♥عوض نمیشم♥
حیف که هولی زدی به بن بست
♥و بازم راهی نموند برا ما جز بازگشت♥
عشقِ ابدی تعطیل جمعه است و
♥ما هم مث باقی روزا باز زوج باز فرد♥
باز، باز، توی دربدر
♥مجروح و خسته از سفر♥
ناچار که دل رو بسپری به دریا
♥باز، باز، توی دربدر♥
مجروح و خسته از سفر
♥ناچار که دل رو بسپری به دریا♥
دل شکسته چه حالی داره؟
♥مگه تنت میخواره؟♥
حواست نیست به حالت
♥مساعد نیست احوالت♥
دیگه هرچیزی هم حدی داره
♥این دل پاره پاره♥
صد پاره شد بیچاره
♥دیگه بسه قصه های تازه♥
می پاشی از شیرازه
♥اصلا چیه تو فازت؟♥
باز زوج باز فرد
♥باز زوج باز فرد♥
باز زوج باز فرد
♥باز زوج باز فرد♥