♥صدای آب میاد میگه ابوالفضل♥
میگه ابوالفضل
♥از کوه جواب میاد میگه ابوالفضل♥
میگه ابوالفضل
♥صدای گریه ها یه بار دیگه♥
دوباره دیگه داره میگه
♥عمو عمو عمو♥
چه اتفاقی افتاده میون تو با دریا
♥که دارن تموم موج ها با تو نجوا می کنن♥
که دارن تشنگی رو از تو تمنا می کنن
♥چه اتفاقی افتاده با اون دستای زیبا♥
که همه نامه ی عشق و با تو امضا می کنن
♥آدما تشنه میشن یاد سقا می کنن♥
سقای دشت کربلا ابوالفضل ابوالفضل
♥قدم قدم با تشنه ها ابوالفضل ابوالفضل♥
برگرد بیا به خیمه ها ابوالفضل
♥گرفته قلب بچه ها ابوالفضل♥
صدای آب میاد میگه ابوالفضل
♥میگه ابوالفضل♥
یه بی پناه میاد میگه ابوالفضل
♥میگه ابوالفضل♥
می خواد صدات کنه صدا نداره
♥صدا نداره♥
خودت بهش بگو عمو عمو
♥چه اتفاقی افتاده میون تو با دریا♥
که دارن تموم موج ها با تو نجوا می کنن
♥که دارن تشنگی رو از تو تمنا می کنن♥
چه اتفاقی افتاده با اون دستای زیبا
♥که همه نامه ی عشق و باتو امضا می کنن♥
آدما تشنه میشن یاد سقا می کنن