♥خوشا آن دم که مرا باده ی نابی بدی و خوشا آدم که مرا درد شرابی بدی و♥
خوشا آنجا که لبا لب شوم از بویه تو خواب خنک آنجا بنشینم لبه آن رود شراب
♥خوشا آن دم که مرا باده ی نابی بدی و خوشا آدم که مرا درد شرابی بدی و♥
خوشا آنجا که لبا لب شوم از بویه تو خواب خنک آنجا بنشینم لبه آن رود شراب
♥نوش کن مرا مرا فراموش کن نوش کن مرا مرا دوباره مدهوش کن♥
نوش کن مرا ز خاطرت فراموش کن نوش کن مرا به هر بهانه خاموش کن
♥حاله آن دارم که امشب می پرست پای کوبان تا سحر جامی به دست♥
سر به سر باده به باده مسته مست هی زنم می تا ببازم هر چه هست
♥هی زنم می تا ببازم هر چه هست♥
حاله آن دارم که امشب می پرست پای کوبان تا سحر جامی به دست
♥سر به سر باده به باده مسته مست هی زنم می تا ببازم هر چه هست♥
هی زنم می تا ببازم هر چه هست
♥نوش کن مرا مرا فراموش کن نوش کن مرا مرا دوباره مدهوش کن♥
نوش کن مرا ز خاطرت فراموش کن نوش کن مرا به هر بهانه خاموش کن