♥یه دیوونه ی افسرده سرخورده پژمرده♥
یه روانی دل مرده به تهش خورده
♥که نمیدونه غمهاشو حرفاشو درداشو به کی بگه اون تنها شد♥
چشماشو بست آسون
♥یه بیماری که دستاشو گرماشو♥
سرما برد ی عصبی که چشماشو زخماشو
♥بست تا صبح♥
یه خونه ای که دااغونه جامونده بارونه
♥همه رویاهاش به دار مونده د راه مونده♥
چشاش خونه
♥در و دیوار منه بی حال شبو سیگار بعد رفتن تو♥
ملودی رو گیتار شده کار شب و روزای سردم
♥که خسته کرده منو عصبی بی حال♥
در و دیوار منه بی حال شبو سیگار بعد رفتن تو
♥ملودی رو گیتار شده کار شبو روزای سردم♥
که خسته کرده منو عصبی بی حال
♥خسته از ملودیای تکراری تحریرای♥
اضافه توو این موزیک و فضاهای احساسی
♥من پر خشم و حس و نفرت ولی انگاری♥
غمو غصه همه حسایی که تو بهم دادی
♥دلم شده تاریک هی باریک این پلکا خیس شدن و پیدات نیست♥
در و دیوار منه بی حال شبو سیگار بعد رفتن تو
♥ملودی رو گیتار شده کار شبو روزای سردم♥
که خسته کرده منو عصبی بی حال
♥تو نمیدونی من مردم بعد گلایی که پژمردن♥
بهم نگو من بردم بعد این همه مدت نگو بد بود
♥اینو بودن هنوزم همونم با اینکه رفتی♥
مقصر من بودم موندم پای تو عفو خوردم