♥آن یار که چشمان نجیبی دارد در هر نگهش حال عجیبی دارد♥
برده دل تنها و پریشان مرا جانانه به آتش زده او جان مرا
♥یک مشت ستاره سر گیسویش هست مه تاب تماشاگر ابرویش هست♥
با هر قدمش لرزه به جانم انداخت صد بار فرو ریخت و مرا از نو ساخت
♥عجب دلبر شیدایی عجب معشوق زیبایی چه احساسی چه رویایی♥
ای وای دلم رفت وای دلم رفت
♥من حالی به حالی شم و دلداده تر از پیشم و دیوانه تر از خویشم و♥
ای وای دلم رفت وای دلم رفت
♥تو شهد شراب شب شیراز منی بی بال و پرم تو بال پرواز منی♥
یک بار بیا با من شیدا سر کن یک بار تو یک بار مرا باور کن
♥نگذار که در حسرت رویت باشم راضی نشو که در آرزویت باشم♥
لبخند بزن فاصله را جبران کن یک بوسه از این عشق مرا مهمان کن
♥عجب دلبر شیدایی عجب معشوق زیبایی چه احساسی چه رویایی♥
ای وای دلم رفت وای دلم رفت
♥من حالی به حالی شم و دلداده تر از پیشم و دیوانه تر از خویشم و♥
ای وای دلم رفت وای دلم رفت