♥نگو شهید بگو قوی ترین مرد رو زمین♥
نگو شهید بگو جاودانه ترین
♥اونا جاودانه ترینن♥
اونا میراث دارای رو زمینن
♥نگو شهید نگو شهید نگو شاید شبیه با سوپرمنو بتمن نیستن♥
ولی این داستانای خیالی رو چیدن حقیقت کسی باور نمی کرد
♥ولی این در معیشت شولای خاک ریزاست♥
میدونی راحت نبود چون اون خاک دل پاک میخواس
♥صدای بچه ها صدای نعره ها♥
صدای رفیقا پشت این سنگرا
♥شبای مخوف عملیات هرکی با هرچی♥
هدفی داشت اشکی خدافظی تو بغل رفیقا
♥رفیق امشبو با همیم پیش خدا بودی سفارش مارم بدین♥
تو قیمتی پسر حدر خودتو بدون تو میری پیش ازما بهترون
♥قدر خودتو بدون بعضیا اینقد از این زمین دلگیرن♥
که اون جوری میخوان برن که راحتن
♥جوری که کسی نفهمه که این تیکه ها مال یه آدمن♥
آدمی که بی خدافظی میرفت
♥آدمی که اینقد خوشحاله که انگار عروسیه♥
انگار نه انگار که آسمون تو حالت کبودیه
♥نگو شهید بگو قوی ترین مرد رو زمین♥
نگو شهید بگو جاودانه ترین
♥همه گذشتو رفت حالا یادگاری ها مونده♥
از لباس خاکی ها تا نامه ها از عکس شهدا تا خاطراتشون
♥از نفس شهدا حالا رفیقاشون ها آره حالا رفیقاشون♥
آه آره حالا رفیقاشون
♥با ستن مرد با لبسای آسایشگاه♥
پشت بالشتا سنگر میگیره
♥عرصرو پِسَ تنگ تر میبینه♥
به یاد رزمایش ها گلو سخت تر میگیره
♥از خش خش نفس دردم میگیره♥
سرزنش ها میکنه خودش رو
♥تو لیاقت نداشتی پاهامو گرفی♥
که سرباز پیاده نظامت نباشم
♥خدا رفیقام کوشن من تو این شهر شلوغ♥
بچه ها کوشن خدایا من اینجا غریبم
♥نه اونا مثل من مثل اونا بیتو ندیدم♥
جلو احوامو خیالم زعیفم
♥تو فکر گذشته ها من بیشترم من مال یجا دیگه ام♥
مال دها سال قبل نمیشه منو جای بدن میگن
♥تنها باش مرد تنها باش مرد♥
خدایا ببین با منٌت قرصو آمپول میزنن
♥به گنج قارونن نمیدم یادگاری هامو♥
مگه اینا جونای پرپرشده رو ندیدن
♥ندیدن به خدا این نیست راه شهدا♥
به مولا این نیست اهداف شهدا
♥اونا به گردن ما خیلی حق داشتن حق نیست♥
حالا بگو شهید بگو بگو شهید