♥تو میروی و دیده ی من مانده به راهت♥
ای ماه سفر کرده خدا پشت و پناهت
♥ای روشنی دیده سفر کردی و دارم♥
از اشک روان آینه ای بر سر راهت
♥آن شب نم افتاده به خاکم که ندارم♥
بال و پر پرواز به خورشید نگاهت
♥آیینه ی بخت سیه من شد و دیدم♥
آینده ی خود در نگه چشم سیاهت
♥چشم سیاهت♥
تو را جویم تو را خواهم
♥من از تو دوری نتوانم♥
تو را جویم تو را خواهم
♥بیا بنشین بر دامانم♥
آن شب نم افتاده به خاکم که ندارم
♥بال و پر پرواز به خورشید نگاهت♥
تو را جویم تو را خواهم
♥من از تو دوری نتوانم♥
تو را جویم تو را خواهم
♥بیا بنشین بر دامانم♥