♥هر بار اومد عمرم و طولانى تر کرد♥
اونیکه هیچ موقع نبود غرق خیالم
♥هر وقت مى رفت من جوونیم پیر مى شد♥
تأثیر داره رفت و آمدهاش به حالٓم
♥احساس ِ خوبى با خودش از در میاره♥
هرچند گاهى کُفرم و بالا میاره
♥هروقت اومد زندگى آورد امّا♥
این زندگى هم مثلِ اون آروم نداره
♥اصرار کردم که بگه باشه مى مونم♥
تا زندگى پُر رنگتر شه توىِ خونم
♥دستام و محکم تر گرفت و زیر لب گفت♥
اى کاش یک لحظه از آینده بدونم
♥دنیام شبیه آرزوهامه اگه اون♥
یک دنیا تنهایى رو از دنیام بگیره
♥دنیا عجب جاى قشنگى مى شه وقتى♥
بعد از رسیدن زیر لب مى گه نمى ره
♥دنیام و خیلى وقته که وارونه کرده♥
زیر قدمهاش خونه رو ویرونه کرده
♥تاکِى قراره که مردد باشه اى واى♥
این رفت و آمدهاش من و دیوونه کرده