♥نمیخواستم همه روزام♥
مثل همدیگه تموم شه
♥اما زندگی یه لحظهست♥
نباید ساده حروم شه
♥نمیخواستم عادتم شه♥
که فقط زنده بمونم
♥بیهدف هر چی که لحظهست♥
به ته خط برسونم
♥من باید کاری میکردم♥
حسرت دلم بمیره
♥از شکستن نمیترسم♥
حتی از جادهی تیره
♥با همین خون تو رگهام♥
با همین عشقی که دارم
♥هر چیو که مانعام شه♥
خیلی ساده برمیدارم
♥پشت سر دعای مردم♥
راه سختی پیش روم بود
♥من میگیرم از زمونه♥
چیزی رو که آرزوم بود
♥زندگی یا زنده موندن♥
هر دو کار آدما بود
♥انتخاب هر کدومش♥
کار دست خود ما بود
♥من باید کاری میکردم♥
حسرت دلم بمیره
♥از شکستن نمیترسم♥
حتی از جادهی تیره
♥با همین خون تو رگهام♥
با همین عشقی که دارم
♥هر چیو که مانعام شه♥
خیلی ساده برمیدارم