♥لطفی کن نگارم♥
به این عاشق مجنون
♥که تو هم دردی و درمون♥
یه همدرد بمون
♥دور از تو نمیرم♥
به عشق تو اسیرم
♥که کنار تو از هیچ کس♥
ندارم نشون
♥از خود بی خودم کرده لبخند تو♥
آزادم من حتی در این بند تو
♥وابستت شدم جون چشمای تو♥
میمیرم توو هم باشه اخمای تو
♥عشقت هوش مرا برده انیسم از سر♥
یارم لطفی کنو از منو عشقم نگذر
♥مقصد باشی محاله که به بن بست برم♥
آخه میشه مگه با تو من از دست برم
♥من به هر در میزنم خنده رو لبهات بیاد♥
یارم هیشکی نمیتونه پیشم جات بیاد
♥از حالم تویه دیوونه خبردار شدی♥
خوشحالم که برای قلب من یار شدی
♥آماده ام یه روزی بجای تو بمیرم♥
غم و اندوه ندارم که غمخوار تویی
♥آشوبم نمونی بی تو تنها و غریبم♥
که برام موند منه عاشق فقط یار تویی
♥آرامش شده پیش تو سهم من♥
داغونم نکن یار دل رحم من
♥نازت میخرم جان من قهر نکن♥
من رو دیگه رسوای این شهر نکن
♥عشقت هوش مرا برده انیسم از سر♥
یارم لطفی کنو از منو عشقم نگذر
♥مقصد باشی محاله که به بن بست برم♥
آخه میشه مگه با تو من از دست برم
♥من به هر در میزنم خنده رو لبهات بیاد♥
یارم هیشکی نمیتونه پیشم جات بیاد
♥از حالم تویه دیوونه خبردار شدی♥
خوشحالم که برای قلب من یار شدی