دانلود آهنگ میلاد بابایی صحنه
موزیک بسیار زیبای میلاد بابایی صحنه یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست با متن پخش آنلاین 128 و 320
Download New Music MP3 By > Milad Babaei > Called > Sahneh > On HitSound
دانلود آهنگ میلاد بابایی صحنه
موزیک بسیار زیبای میلاد بابایی صحنه یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست با متن پخش آنلاین 128 و 320
Download New Music MP3 By > Milad Babaei > Called > Sahneh > On HitSound

♥لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد♥
آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد
♥آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود♥
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
♥هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند♥
من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند
♥یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست♥
دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست
♥ای بر پدرت دنیا آن باغ جوانم کو♥
دریاچه ی آرامم کوه هیجانم کو
♥بر آینه ی خانه جای کف دستم نیست♥
آن پنجره ای را که با توپ شکستم نیست
♥پشتم به پدر گرم و دنیا خود ِ مادر بود♥
تنها خطر ممکن اطراف سماور بود
♥از معرکه ها دور و در مهلکه ها ایمن♥
یک ذهن هزار آیا از چیستی آبستن
♥یک هستی سردستی در بود و عدم بودم♥
گور پدر دنیا مشغول خودم بودم
♥هر طور دلم میخواست آینده جلو میرفت♥
هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت
♥صد مرتبه میکشتند یکبار نمیمردم♥
حالم که بهم میریخت جز حرص نمیخوردم
♥آینده ی خیلی دور ماضی بعیدی بود♥
پشت در آرامش طوفان شدیدی بود
♥آن خاطره های خشک در متن عطش مانده♥
آن نیمه ی پُر رنگم در کودکی اش مانده
♥اما منه امروزی کابوس پُر از خواب است♥
تکلیف شب و روزم با دکتر اعصاب است
♥نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را♥
با جهد چه جادویی بستند دهانم را
♥من مرد شدم وقتی زن از بدنش سر رفت♥
وقتی دو بغل مهتاب از پیرهنش سر رفت
♥اندازه ی اندوهم اندازه ی دفتر نیست♥
شرح دو جهان خواهش در شعر میسر نیست
♥یک چشم پُر از اشک و چشم دگرم خون است♥
وضعیت امروزم آینده ی مجنون است
♥سر باز نکن ای اشک از جاذبه دوری کن♥
ای بغض پُر از عصیان این بار صبوری کن
♥من اشک نخواهم ریخت این بغض خدادادی ست♥
عادت به خودم دارم افسردگی ام عادی ست
♥پس عشق به حرف آمد ساعت دهنش را بست♥
تقویم به دست خویش بند کفنش را بست
♥او مُرده ی کشتن بود ابزار فراهم کرد♥
هوای هزاران سیب قصد منه آدم کرد
♥لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد♥
آن بوسه ما میکشت لب منهدمم میکرد
♥آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود♥
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
♥تنها سر من بین این ولوله پایین است♥
با من همه غمگینن تا طالع من این است
♥در پیچ و خم گله یکبار تو را دیدم♥
بین دو خیابان گُرگ هی چشم چرانیدم
♥محض دو قدم با تو از مدرسه در رفتم♥
چشمت به عروسک بود تا جیب پدر رفتم
♥این خاصیت عشق است باید بلدت باشم♥
سخت است ولی باید در جذر و مدت باشم
♥هرچند که بی لنگر هرچند که بی فانوس♥
حکم آنچه تو فرمایی ای خانوم اقیانوس
♥کشتی و گذر کردی دستان دعا پشتت♥
بر گود گلویم ماند جا پای هر انگشتت
♥از قافله جا ماندم تا همقدمت باشم♥
تا در طبق تقسیم راضی به کمت باشم
♥آفت که به جانم زد کِشتم همه گندم شد♥
سهم کم من از سیب نان شب مردم شد
♥ای بر پدرت دنیا آهسته چه ها کردی♥
بین منو دیروزم مغلوبه به پا کردی
♥حالا پدرم غمگین مادر که خودآزار است♥
تنهایی بی رحمم زیر سر خودکار است
♥هر شعر که چاقیم از وزن خودم کم شد♥
از خانه به ویرانه از خانه به ویرانه از خانه به ویرانه ، تکرار سلوکم شد
♥زیر قدمت بانو دل ریخته ام برگرد♥
از طاق هزاران ماه آویخته ام برگرد
♥هرچیز به جز اسمت از حافظه ام تُف شد♥
تا حال مرا دیدند سیگار تعارف شد
♥گیجی نخ اول خون سرفه ی آخر شد♥
خودکار غزل رو کرد لب زهر مکرر شد
♥گیجی نخ دوم بستر به زبان آمد♥
هر بالش هرجایی یک دسته کبوتر شد
♥گیجی نخ سوم دلشور برش میداشت♥
کوتاهی هر سیگار با عمر برابر شد
♥گیجی نخ بعدی در آینه چین افتاد♥
رویی که کنارم بود هذیان مصور شد
♥در ثانیه ای مجبور نبض از تک و تا افتاد♥
اینگونه مقدر بود اینگونه مقرر شد
♥ما حاصل من با توست قانون ضمیر این است♥
دنیای شکستن هاست ما جمع مکثر شد
♥سیگار پس از سیگار کبریت پس از کبریت♥
روح از ریه ام دل کند در متن شناور شد
♥فرقی که نخواهد کرد در مُردن من♥
تنها با آن گره ابرو مردن علنی تر شد
♥یک گام دگر مانده در معرض تابوتم♥
کبریت بکش بانو من بشکه ی باروتم
♥هر کس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند♥
من نشئه ی زخمی که یک زخم خمارش ماند
♥چیزی که شکستم داد خمیازه ی مردم بود♥
ای اطلس خواب آلود این پرده ی دوم بود
♥هرچند تو تا بودی خون ریختنی تر بود♥
از خواهر مغمومم سیگار تنی تر بود
♥هرچند تو تا بودی هر روز جهنم بود♥
این جنگ ملال آور بر عشق مقدم بود
♥هرچند تو تا بودی ساعت خفقان بود و♥
حیرت به زبان بود و دستم به دهان بود و
♥چشمم به جهان بود و بختک به شبم آمد♥
روزم سرطان بود و جانم به لبم آمد
♥هرچند تو تا بودی دل در قدحش غم داشت♥
خوب است که برگشتی این شعر جنون کم داشت
♥ای پیکر آتش زن بر پیکره ی مردان♥
ای سقف مخدرها جادوی روان گردان
♥ای منظره ی دوزخ در آینه ای مخدوش♥
آغاز تباهی ها در عاقبت آغوش
♥ای گاف گناهی ها ای عشق…♥