♥دستان مرا بگیر و رد کن♥
از پچ پچ کوچه های بن بست
♥نامت وسط ستایش عشق♥
از روز اَلست بوده و هست
♥ای پادشه نیاز دستان♥
اعجازه طواف ماه و خورشید
♥سرخ است هنوز آسمانت♥
خونی که به فرق کوفه پاشید
♥بی راهه نمیروم اگر باز♥
چشم تو چراغ راه باشد
♥ماه تو اگر بتابد ای عشق♥
بگذار شبم سیاه باشد
♥من من رو به تمام خلق گفتم♥
ای بغض غریب دردمندان
♥باید که شهید آسمان بود♥
در برزخ حرص و نان و دندان
♥باید هیجان رود باشی♥
تا غربت سنگ را بفهمی
♥باید لب روزه خون بنوشی♥
تا سفره ی تنگ را بفهمی
♥ای تاج سر تمام گیتی♥
ای نام بلند اسم اعظم
♥ای بال رسیدن بلاحوت♥
ای چار گل شکوه زمزم
♥ای کوه تو را به درد مخلوق♥
ای ابر تو را به چاه سوگند
♥ای ماه تو را به فرق خونی♥
ای قبله تو را قراب سوگند
♥من بی سر و پا نیازمندم♥
تا دست تو را بگیرمش دست
♥دستان مرا بگیر و رد کن♥
از پچ پچ کوچه های بن بست
♥من بی سر و پا نیازمندم♥
تا دست تو را بگیرمش دست
♥دستان مرا بگیر و رد کن♥
از پچ پچ کوچه های بن بست