♥تَرکِ ما کردی برو همصحبت اغیار باش♥
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
♥ای دل غم دیده ی من تا سحر بیدار باش♥
تا ابد تکرار در تکرار در تکرار باش
♥عمر مرا گرفت گیسوی کافرش♥
وقتی جوون بودم مُردم به خاطرش
♥حسم شبیه اون راه آهنیه که♥
عاشق شده ولی رفته مسافرش
♥جنجال رویش را تمام شهر میبینند♥
اما کنار من نقاب دیگری دارد
♥من عاشق او میشوم او عاشق عشقش♥
عاشق همیشه قصهی زجر آوری دارد
♥یادت نره شکستنِ دل تاوان داره♥
یادت نره عمر و جوونیت پایان داره
♥هر آنکس که مرا از تو جدا کرد♥
مرا با درد دوری آشنا کرد
♥مپرس از من چهها دید و چهها کرد♥
مرا تنها ترین، تنها صدا کرد
♥جنجال رویش را تمام شهر میبینند♥
اما کنار من نقاب دیگری دارد
♥من عاشق او میشوم او عاشق عشقش♥
عاشق همیشه قصهی زجر آوری دارد